تبليغاتX
زیست شناسی و...

زیست شناسی و...

زیست شناسی دبیرستان-نمونه سوالات کنکور -آزمون های تستی- نمونه سوالات امتحانی

 
 
انسان نئاندرتال
انسان های اولیه توسط جانوران دیگر شکار می شدند
پژوهشگران می گويند اين پندار عمومی که اجداد دوردست انسان شکارچيان سرسختی بودند که هر چه در سر راهشان بود فتح و تسخير می کردند غلط است.

محققان اين هفته در گردهمایی انجمن آمریکایی پیشبرد علوم اعلام کردند که انسان های اولیه خود طعمه شکارچیان قویتری بوده اند.

بر اساس نظریه اين گروه، اين وضع ممکن است باعث تکامل انسانهای اولیه و افزايش سطح همکاری آنها برای پرهيز از شکار شدن شده باشد.

انسان شناسان می گویند به رغم ظرفيت خارق العاده بشر برای جنگ و خشونت، ما انسان ها موجوداتی بسيار اجتماعی هستيم.

جیمز ریلینگ، از محققان دانشگاه اموری در آتلانتای آمریکا می گوید افراد از تمایل دیگران به همکاری با آنها استقبال می کنند. اما انسان ها با کسانی که علاقه ای به همکاری ندارند با نگرش منفی برخورد می کنند.

آقای ریلینگ درباره ساز و کار زیست شناختی همکاری میان انسان ها تحقیق می کند. او این تحقیقات را بر به وسیله روش های تصویربرداری از مغز انجام می دهد.

او مغز افراد را حین انجام یک بازی آزمایشی بررسی کرده است. در این بازی تمایل افراد مورد آزمایش برای همکاری با دیگران ارزیابی می شود.

به گفته دکتر ریلینگ خاطره عدم همکاری دیگران به خوبی در حافظه افراد ثبت می شود.

'طعمه سخت'

آقای ریلینگ می گوید شامپانزه ها بر خلاف ما علاقه ای به کمک کردن به یکدیگر حین خطر ندارند. این در حالی است که آنها نزدیک ترین خویشاوندان ما میان حیوانات هستند.

رابرت ساسمن، از محققان دانشگاه واشنگتن در سن لوئیس می گوید هوش و همکاری انسان ها در اثر نیاز به چیره شدن بر شکارچیان خود تکامل یافته است.

انسان های اولیه بر روی زمین و درختان زندگی می کردند و برای فرار از خطر به زندگی اجتماعی روی آوردند

پروفسور سوسمن انسان های اولیه را طعمه جانورانی مانند سگ های وحشی، گربه سانان، کفتار، عقاب ها و سوسمارها می داند.

آقای ساسمن "اوسترالوپیتکوس افرنسيس"، یکی از اجداد احتمالی بشر را نمونه واضح یک طعمه خوب برای شکارچیان می داند.

بر این اساس این میمون نما برای گریز از خطرات هم بر روی زمین و هم بر روی درختان زندگی می کرده است.

دکتر آگوستین فوئنتس از دانشگاه نوتردام با این فرضیه موافق است. او می گوید انسان های اولیه در معرض تهدیدهای محیطی متفاوتی مانند خطر شکار شدن قرار داشتند.

به گفته دکتر فوئنتس انسان های اولیه مجبور بودند که انرژی بیشتری را صرف کنند و برای نجات خود به زندگی اجتماعی روی آوردند تا به طعمه های سخت تری تبدیل شوند.

دکتر فوئنتس به اوسترالوپیتکوس و پارانتروپوس به عنوان دو گونه از انسان های اولیه برای توضیح نظر خود اشاره می کند.

او می گوید بر خلاف گونه نخست، گونه دوم موفق نشد تا با تهدیدهای محیطی وفق پیدا کند و یک میلیون و دویست هزار سال پیش منقرض شد.

 
+ نوشته شده در  جمعه 1385/01/18ساعت 20:27  توسط نصرت  | 

فسیل های قطبی
فسیل های کشف شده در قطب شمال وضع مطلوبی دارند
دانشمندان می گويند فسيل های کشف شده در مناطق قطبی کانادا بيانگر بخشی از تاريخ تکامل جانداران و مهاجرت گونه های آبزی به خشکی است.

ديرينه شناسان آمريکايی با انتشار مقاله ای در مجله معتبر نيچر به يافته های جالب خود از فسيل های ۳۸۳ ميليون ساله قطبی به عنوان بخشی از حلقه مفقوده تکامل اشاره کرده اند.

دانشمندان می گويند گونه خاصی از ماهی هايی که باله های لب دار داشته اند، در دوره زمين شناختی پالئوزوئيک از دريا خارج شدند و به جانوران زمينی تبديل شدند.

ولی آنها برای سال های متمادی به دنبال مدرکی بودند که تاييد کننده تکامل ماهی های موسوم به پاندريکتيس به جانور زمينی موسوم به آکانتوستگا باشد.

پاندريکتيس در حدود ۳۸۵ ميليون سال پيش در دريا زندگی می کرده است و قدمت آکانتوستگا که قديمی ترين گونه شناخته شده جانوران چهار پا است به حدود ۳۶۵ ميليون سال قبل بر می گردد.

'حلقه مفقوده'

دو ديرينه شناس آمريکايی در سال ۱۹۹۹ برای کشف حلقه مفقوده تکامل به مناطق قطبی کانادا سفر کردند.

پروفسور نيل شوبين از دانشگاه شيکاگو و پروفسور ادوارد داشلر از اعضای آکادمی علوم طبيعی فيلادلفيا بالاخره در سال ۲۰۰۴ موفق شدند به سه فسيل مربوط به گونه ناشناخته ای که تيکتاليک روزئه ناميده شد، دست پيدا کنند.

تیکتالیک روزئه
دیرینه شناسان با اشاره به ساختار فسیل های قطبی می گویند این جانداران در آب های کم عمق زندگی می کرده است

اين فسيل ها در نانووات کانادا کشف شدند و طول بزرگترين آنها حدود ۳ متر است.

ساختار فيزيکی اين جاندار تا حدودی مشابه ماهی است و دارای باله و ساختار اسکلتی ماهيان است.

در اين حال، سر اين جاندار مانند سر تمساح پهن است و چشم هايش نيز در قسمت بالای سرش قرار گرفته اند.

بر خلاف ماهيان، حد فاصل ميان سر و تنه تيکتاليک روزئه به چيزی شبيه به گردن تبديل شده است.

ديرينه شناسان می گويند نحوه قرار گرفتن چشم های اين جاندار بيانگر زندگی آن در آب های کم عمق است.

دکتر اندرو ميلنر که از اعضای موزه تاريخ طبيعی بريتانيا است می گويد سالم و يک تکه بودن فسيل های کشف شده در کانادا، به شناخت اين جاندار کمک شايانی کرده است.

پروفسور جنيفر کلاک که از استادان دانشگاه کمبريج است نيز اهميت اين اکتشاف را با شناسايی فسيل آرکئوپتريکس برابر می داند.

آرکئوپتريکس ها پرندگانی بودند که به عنوان حد فاصل تکامل خزندگان به پرندگان شناخته شده اند.

+ نوشته شده در  جمعه 1385/01/18ساعت 20:18  توسط نصرت  | 

در مقایسه بین دو جنس زن و مرد ، طبیعت به زنان کمک بیشتری کرده است.
طبق گفته متخصصان علم ژنتیک زنان دو کپی از کروموزوم قوی X را دارند در حالیکه مردان تنها با یک کروموزوم X و کروموزوم نسبتا ضعیف Y متولد می شوند.
به گزارش هلث دی تحقیقات ژنتیکی نشان میدهد علاوه بر مشخص کردن مرز DNA بین پسران و دختران ، این تقسیم به زنان توانایی بیشتری را در دفع بیماری می دهد. حتی در دروان جنینی نیز تعداد جنین های پسری که با ناهنجاری های ژنتیکی می میرند بیشتر از جنین های دختر است. آنها زودتر می میرند ، و مطمئنا آسیب پذیر ترند.
به گفته دکتر باربارا می گون استاد ژنتیک در دانشگاه جان هاپکینز آنچه در باره علل تفاوت های دو جنس می شنویم به تفاوت های مرد و زن در تجارب زندگی یا هورمون ها و مسائلی از این قبیل محدود می شود. و آنچه باقی مانده تفاوت ژنتیکی اساسی بین دو جنس است. این تفاوت از این واقعیت ناشی می شود که زنان با دو کپی از کروموزوم توانمند X متولد می شوند.
مردم فکر میکنند کروموزوم X فقط به جنسیت مربوط می شود اما این کروموزوم 1000 ژن دارد که در کارهای مختلف از جمله دخالت در انعقاد خون ، دخالت در عملکرد عضله و نیز در رها شدن از محصولات زائد سلولی دخالت دارند.
ژن های کروموزوم X می توانند جهش یابند یا دچار ناهنجاری شوند و این هم می تواند منجر به بیماری شود.
بنابراین اگر یک جهش در ژنی روی کروموزوم X رخ دهد فردمذکر کپی سالم آن را ندارد و فقط گرفتار همین ژن معیوب خواهد بود. اما فرد مونث با داشتن دو کروموزوم X ممکن است یک کپی نرمال ژن را روی کروموزوم X دیگر داشته باشد.
این پدیده نشان می دهد که زنان در برابر بیمای های خاصی مقاوم اند. اما یک مشکلی وجود دارد که متخصصان ژنتیک آن را mosaicism می نامند. ویژگی فوق اشاره به این واقعیت دارد که بیان همزمان هر دو کپی از ژن های موجود روی کروموزوم X برای سلولها کشنده است.
بنابراین در سلول های هر زن یکی از کروموزوم های X خاموش است در حالیکه دیگری فعال است.
اما بطور کلی این ویژگی یک مزیت محسوب می شود چرا که به سلولهای بدن زنان این امکلن را داده است در برابر جهش های خطرناک انعطاف پذیر تر باشند.
اما در برخی موارد نادر این مزیت روند معکوس پیدا می کند. برای مثال پزشکان مدتهاست دریافته اند زنان بیشتر مستعد بیماری های اتوایمیون مانند ام.اس هستند.
به گفته دکتر می گون در اوائل دوران تکامل جنینی در صد کوچکی از زنان ممکن است متحمل عدم تعادل در بیان ژنتیکی کروموزوم X شوند که در آن یک طرف برنده می شود. این امر فرآیندهای مهمی مانند فرایند شناخت خودی (که در آن سیستم ایمنی یاد می گیرد سلولها و بافت های خودی را از غیر خودی تشخیص دهد) را تحت تاثیر قرار می دهد. اگر این فرآیند تشخیص بافت خودی از مسیر خود منحرف شود بیماری اتوایمیون رخ می دهد.
+ نوشته شده در  جمعه 1385/01/18ساعت 11:30  توسط نصرت  |